کد خبر : 3224
دیدگاه امام راحل در خصوص مسایل اصلی-فرعی/ماجرای شهیدجاوید، شمس‌آبادی،شریعتی، فرزند آیت‌الله طالقانی
امام(ره) چگونه مسائل را اصلی- فرعی و توصیه به وحدت می‌کردند؛
ماجرای شهیدجاوید، شمس‌آبادی،شریعتی، فرزند آیت‌الله طالقانی

دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب با توصیه مجدد ایشان در مورد اصلی- فرعی کردن مسائل و حفظ وحدت در جامعه اسلامی همراه شد. اگر چه رهبر انقلاب در دیدار با مسئولین نیز اتحاد و همدلى را یک فریضه خوانده و تاکید کرده بودند که  تعمد در مخالفت با آن، امروز یک خلاف شرع است، اما دیدار با دانشجویان فرصتی شد تا به تفصیل و صراحت بیشتری در خصوص برخی مسائل سخن به میان آید.

به گزارش رجانیوز رهبر انقلاب پیرو سوال یکی از دانشجویان فرمودند: «یکى از دوستان گفتند ما از دست چپ و راست رئیس جمهور دلمان خون است. خوب، حالا دل شما خون -که خدا نکند خون باشد- اما به شما عرض بکنم؛ اینها جزو مسائل تعیین کننده و اصلى نیست. ممکن است ایراد و اشکال وارد باشد -من در این مورد هیچ قضاوتى نمی‌خواهم بکنم- ممکن است کسى به یک شخصى یا به یک کارى ایراد داشته باشد؛ منتها باید توجه کنیم که مسائل را اصلى- فرعى کنیم. مسائل درجه‌ى دوم جاى مسائل اصلى را در انگیزه‌هاى ما، در همت ما، در صرف انرژى‌اى که می‌شود، نگیرد. من عرضم فقط این است؛ والّا من نه اعتراض می‌کنم به اینکه شما چرا از زید یا عمرو خوشتان مى‌آید یا بدتان مى‌آید؛ نه، ممکن است خوشتان بیاید، ممکن است بدتان بیاید -ایرادى ندارد- و نه اعتراض می‌کنم که چرا آن ایراد را یک وقت به شکلى که یک مفسده‌اى نداشته باشد، بر زبان آوردید؛ آن هم به نظرم اشکالى ندارد. فقط توجه کنید که این جاى مسائل اصلى را نگیرد. مسائل اصلى ما چیزهاى دیگرى است.»

نظیر سخنان رهبر انقلاب را می توان در تاریخ و در مواضع امام راحل سراغ گرفت. آنجا که ایشان ضمن وارد دانستن برخی انتقادات و یا عدم قضاوت در مورد آنها، به کرّات نسبت به اصلی شدن مسائل فرعی هشدار می دادند. چند مسئله وجود داشت که امام نه تنها در برهه تاریخی خاص خود که حتی طی سال های بعد نیز از آن با عنوان مسائلی فرعی که اصلی کردن‌شان درست نبود، سخن راندند. از جمله این موارد می توان به ماجرای کتاب شهید جاوید، ماجرای مرحوم شمس آبادی، ماجرای دکتر علی شریعتی و حرف و حدیث های ناشی دستگیری فرزند مرحوم طالقانی اشاره کرد.

امام راحل در تاریخ ۹ آبان سال ۱۳۵۷ در دیدار دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج از کشور فرمودند: «شما حالا بعدها هم امتحان کنید در این دو موسم (محرم و ماه رمضان)، قبل از اینکه این دو موسم بیاید یک چیزى توى کار مى‏آورند. ما دیدیم که دو سال، سه سال -حالا هم تتمه‏اش هست- کتاب شهید جاوید؛ چه بساطى درست کردند براى کتاب شهید جاوید! با هم اختلافات؛ اهل منبر و اهل محراب و اهل بازار و اهل کذا. یکى از آن طرف کشید و یکى از آن طرف کشید؛ و یک ماه مبارک، یک ماه محرّم، و سایر ایام خودشان را صرف کردند و قوا را هدر بردند، و اعلیحضرت با کمال آرامش اموال این ملت را خورد و سلطه خودش را تحکیم کرد بر آنها! آقایان هم، همه متحفِّظند که کجاى کتاب شهید جاوید چى چى نوشته، کجایش چى چى نوشته، مقصودش این است، مقصودش آن است! دعوا کردند سر این مطلب و اختلافات؛ و منبرهایى که باید صرف این بشود که این سدى که سد براى اسلام، براى پیشرفت اسلام، براى پیشرفت مملکت است بشکنند، این سد محمدرضا شاهى را بشکنند، همه قوا صرف کتاب شهید جاوید شد و اختلافات سر کتاب شهید جاوید! هدر دادند قواى خودشان را چند سال.»

ایشان همچنین افزودند: «الآن هم دنباله‏اش هست. بعد از آن دوباره یک چیز دیگرى را آوردند. مرحوم "شمس آبادى" خدا رحمتش کند- رفتند مثلًا یا کشتندش یا کشته شد. یک بساطى هم آنطور بود. یک سال هم مردم را معطل این کردند که آن آقاى شمس آبادى را کى کشته، کى نکشته. دعوا سر یک همچو مسئله‏اى کردند؛ و این بى‏نقشه نیست. شما خیال نکنید که همین طورى واقع شده، یک کسى را کشته و یک کسى هم چه کرده. خیر، این یک نقشه‏اى است که‏روى این نقشه حساب شده.»

امام بعد از ذکر دو ماجرای کتاب جاوید و مرحوم شمس آبادی به حرف و حدیث های پیرامون دکتر شریعتی پرداختند. ایشان فرمودند: «آن وقتى که شما مى‏خواهید اجتماع با هم پیدا کنید و آنها مى‏ترسند که مبادا در این اجتماعات چه بشود، یک همچو مطلبى را پیش مى‏آورند؛ یک قدرى کهنه مى‏شود یک چیز دیگر پیش مى‏آورند؛ على شریعتى؛ چقدر قواى ما را، قواى اسلامى را تحلیل بردند و همه را به هم متوجه کردند و همه قدرت‌ها را کوبیدند براى اختلاف بین این اهل منبر. داد و قال و اهل محراب چه و دانشگاهى چه و دانشکده‏اى چه. الآن هم این اختلافات هست. همین اختلافات اسباب این شده که دشمن‌هاى اصیل شما با دل راحت بخوابند و بگویند الحمدللَّه خودشان به جان خودشان افتاده‏اند و دارند توى سر خودشان مى‏زنند!»

امام جوانان را به بیداری فراخواندند و فرمودند نسل جوان باید توجه پیدا کند که اینها نقشه‏هاى شیطانى است. امام البته در مقام دفاع از کتاب شهید جاوید یا سخنان شریعتی برنیامدند و هیچ گاه برخی انحرافات را رد نکردند؛ اما در عین حال معتقد بودند بزرگ کردن بیش از حد برخی مسائل به گونه ای که اصول فراموش شود، یک نقشه طراحی شده و شیطانی است.

ایشان فرمودند: «این خیانت بر اسلام است که ما اختلافات بیندازیم بین خودمان و با هم اختلاف کنیم. این خیانت به یک ملت است که به واسطه اختلافات ما خنثى بشود این حرکتى که در ایران پیدا شده. اگر این حرکتى که در ایران پیدا شده و سابقه ندارد در تاریخ، نه در تاریخ ایران، شما در تاریخ نمى‏توانید پیدا کنید که بچه این قدرى‏اش همزبان باشد با پیرمرد در یک مطلب، همه با هم باشند، اگر خداى نخواسته این جنبش و نهضتى که در ایران پیدا شده است و سابقه ندارد این، اگر چنانچه بى‏نتیجه بخوابد، تا ابد زیر سلطه غیر خواهید بود. خواهید [بود] زیر چکمه غیر تا ابد؛ قطع مى‏کنند، قطع مى‏کنند نسل‌هاى شما را...»

نظیر این سخنان را امام چندین بار در دیدارهای مختلف بیان کردند. ایشان در همان مقطع نیز در نامه هایی آیت الله محمد یزدی (۵ فروردین ۱۳۵۰) و حاج سید احمد خمینی(سال ۱۳۵۲) را از ورود در اختلافات مربوط به شهید جاوید برحذر داشتند.

امام در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۵۸ در جمع مسئولان کمیته های انقلاب نیز فرمودند: «من پیشتر گفته بودم -زمان طاغوت- که ما در مواقع معینى مى‏بینیم که یک غائله بلند مى شود. آن مواقع معین، یک‌وقت قبل از ماه رمضان است و یک‌وقت قبل از ماه محرّم. ماه رمضان براى دولت سابق یک خطرى داشت که نبادا روحانیون -در مساجد [که‏] مردم مجتمع‌اند، ماه عبادت است- نبادا یک تبلیغ سویى بر ضد دولت بشود. قبل از ماه مبارک یک غائله درست مى‏کردند! غائله -قضیه مثلاً- شهید جاوید!  یک ماه مبارک را ماها غفلت مى‏کردیم که ما از کجا داریم، اشتباه‌مان از کجاست. یک ماه مبارک ما سر یک مسئله جزیى به جان هم مى‏افتادیم. اهل منبر دو طایفه مى‏شدند: یک طایفه از آن‏ور، یک طایفه این‏ور! علما و مثلاً... طلبه‏هاى ما دو طایفه مى‏شدند: یک طایفه از آن‏ور، یک طایفه... یک ماه مبارک را ما هدر مى‏دادیم که دولت را باید در این ماه مبارک ما تنبیهش بکنیم به یک چیزهایى، یک مطالبى بگوییم، آنها درست مى‏کردند این مطلب را و ما را سرگرم مى‏کردند به شهید جاوید! یک ماه، دو ماه، سه ماه این مى‏شد. همچو که این طرف [رو به‏] سردى مى‏رفت و ماه محرّم مثلاً نزدیک مى‏شد، مسئله مرحوم شمس آبادى را پیش مى‏آوردند. اى بسا که شمس آبادى حالا شاید هم خودشان یک همچو کارى مى‏کردند که این غائله درست بشود! حالا خودشان هم نکرده باشند کس دیگرى کرده باشد اما آنها غائله را درست مى‏کردند و دو دسته راه مى‏انداختند، یک دسته از آن‏ور و یک دسته از آن‏ور. و قواى ما و نیروى ما که باید صرف بشود در مصالح اسلام، سر این قضیه هدر مى‏دادند تا اینکه این یک خرده‏اى سرد مى‏شد. وقتى که این سرد مى‏شد، نزدیک مى‏شد- مثلاً- یا ماه رمضان یا... مى‏شد، قضیه دکتر شریعتى را پیش مى‏کشیدند؛ از آن‏ور یااللَّه شروع مى‏کردند تبلیغات بر له او، از آن‏ور شروع مى‏کردند تبلیغات علیه او. تمام قوا صرف مى‏شد سر این. و الآن هم مشغولند.»

امام در این دیدار به ماجرای فرزند آیت الله طالقانی هم اشاره کردند و فرمودند: «الآن هم آنهایى که مى‏خواهند نگذارند که این مسائل ایران روى مصالح مسلمین [درست‏] بشود، حالا هم این مسائل هست. وقتى این هم سرد شد، یک مسئله دیگر! حالا شما خواهید دید بعد از اینکه مثلاً این غائله اخیر از بین رفت و حل شد -و چنانچه حل است و خود آقاى طالقانى هم الآن در قم هستند و با ما ملاقات کردند و خود ایشان هم ناراحت از این مسائل شدند که یک همچو حرف‌هایى درست کردند- بعد از اینکه این غائله [تمام‏] شد، یک غائله‏اى درست مى‏کنند. حالا یا خودشان مى‏فرستند -مثلاً فرض کنید که- یک کسى را مى‏گیرند، مثلاً احمد ما را مى‏گیرند -ولو اینکه اگر احمد را بگیرند بکُشند هم من حرفى نمى‏زنم اما مى‏خواهند اینها [غائله‏] درست بکنند- یا مثلاً... از یکى از علماى ایران، پسرش را مى‏گیرند یک کارى سرش مى‏آورند، این یک غائله پیدا مى‏شود. تا این شد، خودشان شروع مى‏کنند قبل از اینکه صاحبکار مشغول بشود و اظهار تأثر بکند، آقایان [اظهار] تأثر مى‏کنند، وامصیبت آقایان مى‏گویند! خود صاحبکار هیچ حرفى نمى زند اما آقایان سینه مى‏زنند!»

نظیر این سخنان را مکرر امام بیان می کنند. ایشان حدود یک ماه بعد در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۵۸ نیز در جمع دانشجویان تصریح می کنند: «یک مسئله‏اى پیش مى‏آوردند اختلاف بیندازند. قبل از ماه محرّم هم همین کار را مى‏کردند؛ یک مسئله فرعى را پیش مى‏آوردند که ما از مسائل اصلى غفلت کنیم. قبل از ماه رمضان مى‏گفتند شهید جاوید!  تقریباً تمام ماه رمضان را یک دسته‏اى اشکال مى کردند، یک دسته‏اى رفع اشکال مى‏کردند؛ یک دسته‏اى فحش مى‏دادند و یک دسته‏اى به این طرف فحش مى‏دادند. آنها هم کنار نشسته بودند به ریش ما مى‏خندیدند که اینطور ما اینها را ملعبه کردیم! تمام ماه رمضان [را] در تمام ایران سر یک کتابى، که مسئله‏اى فرعى بود و هیچ اصلاً چیزى نبود، ضایع مى‏کردند وقت ما را.»

ایشان در اینجا نیز به دو مسئله شمس آبادی و شریعتی اشاره کردند و افزودند: «اهل منبر هم -بى توجه به مطلب که عمق قضیه چیست- منبر مى‏رفتند و حرف مى زدند. از آن طرف جوان‌هاى داغ هم -بى توجه به واقعیت مطلب- از این‏ور مى‏افتادند. این دو گروه را مقابل هم قرار مى‏دادند براى اینکه ذهن‌شان را از خودشان منصرف کنند.»

امام تاکید کردند: «امروز که حساس‌ترین مواقعى است که ما در آن واقع هستیم و احتیاج ما به اجتماع، احتیاج ما به اتحاد، بیشتر از هر چیزى است، این مسائل فرعى را باید کنار بگذاریم برویم روى مسائل اصلى.»

ایشان گرفتاری ها و مشکلات را نفی نکردند؛ بلکه فرمودند: «مسائل اصلى را الآن باید ملاحظه بکنیم. الآن گرفتاری‌هایى ما داریم، همه داریم نه‏ اینکه شما تنها دارید، نه اینکه دانشگاهى گرفتارى دارد، همه گرفتارى دارند؛ لکن امروز روزى نیست که ما طرح گرفتاری‌ها را بکنیم. امروز روزى است که ما این مسائل اصولى را جلو ببریم که یک حکومت مستقرى به کار بشود...»

امام ۱۴ تیر همین سال نیز باز این موضوع را تفصیل مطرح کردند و فرمودند: «ما باید بیدار باشیم آقا! توجه داشته باشیم. وقت این نیست که امروز سر افراد دعوا بکنیم، وقت این است که امروز همه قوایمان را متحد کنیم و این گروه گروه‌ها یکى بشوند همان طورى که با یکى بودن، این قدرت را به زمین زدیم، با یکى بودن به جلو برویم، نه اینکه حالایى که ما با یکى بودن، قدرت را زمین زدیم، حالا متفرق‌مان کنند؛ و بعد هم یک قدرتى بیاید همه ما را از بین ببرد. الآن وقت وحدت کلمه است. الآن وقت این است که همه ما قدرت‌هایمان را روى هم بگذاریم. از من، که یک طلبه هستم، از شما آقایان، از این علماى اعلام اصفهان، یا جاهاى دیگر...»

به نظر می رسد سخنان آن روز امام راحل با سخنان امروز مقام معظم رهبری قرابت ویژه‌ای داشته باشد و تنها پای یک تشابه ساده در میان نیست. شاید مرور ادعای چند روز پیش محسن سازگارا بتواند جریان مدعی ارزش‌گرایی را که با بیانات رهبری گزینشی برخورد می‌کند، قدری متنبه کند: «آقای خامنه ای حدود ده روز قبل مطرح کرده بود که وحدت بکنید و در کنار هم باشید و این دستور و فتوای ایشون بود. هنوز ده روز هم نگذشته که تره هم کسی برای فتوای ایشون خرد نمی کنه. این نشان می دهد نظام توان اینکه این جبهه را دور هم جمع کند ندارد...» نظیر این سخنان را می توان از جریان فتنه سراغ گرفت؛ آن گاه که با افسردگی از برنامه ریزی های آتی خود و شرایط آینده کشور سخن می گویند.

نظرات کاربران

نظرات دیگران در مورد این مطلب